محمد رضا واليزاده معجزى

334

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

تخت سلطنت از برادرش محمد على ميرزا احق و انسب مىدانست و چون براى وصول به هدفش هيچ نوع وسيله‌اى بهتر و مناسب‌تر از تظاهر به مشروطه‌خواهى و استفاده از قدرت احرار و مشروطه‌خواهان نداشت لذا خود را به اين دسته چسبانيده بود تا به وسيله آنها مقاصد خود را پيش ببرد و بعد آنها را بكوبد ، ولى حريفان او مردان نادانى نبودند و به اين نكته توجه داشتند كه هم‌چنين كسى منافع طبقاتى خود را بر زير پا نمىگذارد و همه اين تظاهرات براى مصلحت روز و پيشرفت كار اوست . اين بود كه آنها به نوبه خود شاهزاده را گول مىزدند . سالار الدوله تا قبل از حكومت كردستان ، به مشروطه‌خواهان بد مىگفت و آنها را مخل و مخرب مىدانست ، ولى در كردستان ، ناگهان تغيير لون داده و از محامد مشروطه سخن مىراند . علت اين تغيير عقيده اين بود كه حاج نصير الملك شيرازى معاون او كه مردى آزادىخواه بود و با احرار روابط صميمانه و دوستانه داشت و با ملك المتكلمين رفيق بود ، او را به سالار الدوله نزديك نمود و آن‌چنان بين شاهزاده و ملك را به‌هم جوش داد كه ملك از نديمان شب و روز شاهزاده شد و چون ناطقه‌اى قوى و بيانى استوار و شيوا داشت به مرور شاهزاده را تحت تاثير قرار داد و به او تلقين كرده بود كه اگر بتواند دوستى مشروطه‌خواهان را جلب كند ، آنها او را بر اريكه پادشاهى ايران متمكن خواهند نمود و سالار الدوله كه عاشق بىقرار سلطنت بود ، به اين گفته ملك عمل كرد و به وسيله خود او با مشروطه‌خواهان رابطه برقرار ساخت و به آنها قول داد كه اگر در نتيجه كمك آنها به هدفش برسد ، تا آخر عمر به مشروطيت وفادار باشد و در تحكيم اساس آن از هيچ اقدامى فروگذار نباشد . ملك المتكلمين قبل از فوت مظفر الدين شاه جهت انتصاب سالار الدوله به مقام ولايتعهدى و كنار گذاشتن محمد على ميرزا به‌طور محرمانه تلاش بىاندازه كرد كه شايد بتواند به وسيله عين الدوله صدراعظم وقت ، كه در شاه نفوذ كلامى عجيب داشت ، اين كار را انجام دهد لكن عين الدوله دل خوش از سالار الدوله نداشت و در اين بين قضايايى اتفاق افتاد كه ذهن همه را به خود مشغول ساخت و اقدامات و تلاش‌هاى ملك نتيجه مثبت نداد . موقعى كه ملك ديد از جلب نظر موافق عين الدوله و تحت تاثير قرار دادن مظفر الدين شاه نتيجه عايد نشد و بعد از فوت مظفر الدين شاه پادشاهى به محمد على شاه منتقل گرديده است ، به اقدام ديگرى دست زد و چنان‌كه گفتيم رابط بين سالار الدوله و مشروطه‌خواهان شد . ملك در چند مورد پولهاى گزاف از شاهزاده گرفته و براى پيشرفت كار بين رجال بزرگ و روحانيون كه به منزله اركان مشروطه حساب مىشدند ، تقسيم كرد .